برای بار آخر

 

برای آخرین بار ، گرفتی این دستم را
پر از نوازش کردی ، با نگاهت قلبم را
با لبهای خشکیده ، قسم دادی بمونم 
تو آه کشیدی و من ، خوردم آن حرفم را




/ 4 نظر / 7 بازدید
شیما

دوستت ندارم دوستت ندارم دوستت ندارم هرچه دلم تنگ تر می شود دماغم درازتر می شود انگار.......

پریسا

هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر مجبور نیستی که بمانی ، ولی ... نـــــرو