نیمکت

موسیقی خیال انگیز زندگی

زندگی!
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۱
 

زمانی که برای کار در یک ساندویچی رفته بودم روز اول صاحب مغازه پند مفیدی را به من گفت که به درد این روزهای من میخورد. گفت که در این جا من نباید به شما بگویم که چکار کنید بلکه این خودتان باشید که کار را در هوا بقاپید. این درس زندگی است بدون هیچ قید و شرط. کار در آن محیط چند متری مانند یک دنیای کوچک بود. در آن چند روز علاوه بر سختی هایی که متحمل میشدیم و مجبور بودیم 12 ساعت متوالی روی پا کار کنیم. لحظه های شیرین هم داشتیم مانند سرو کله زدن با مشتری های جورواجو. همه در این دایره می آمدند. فقیر، غنی، بیکار، مهندس...

آموختیم که حتی با زخم شدن انگشتان باید همچنان کار کرد. آموختیم که زندگی چیزی جز کار و همچنین عشق به کار نیست. و در آخر سر با همین آموزه ها بود که پیش کارفرما عزیز و محترم شدم چون به درس اول زندگی خوب گوش کرده بودم.

وقتی که روز آخر پس تسویه حساب از مغازه بیرون آمدم در یافتم که دنیای ما چقدر شبیه آن مغازه است.