نیمکت

موسیقی خیال انگیز زندگی

آدم و شراب
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

بعضی آدم ها مثل شرابند. برای اینکه باهاشون حال کنی باید زهرماری بودنشون رو هم بپذیری


 
 
کسی نمیداندـ
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۱
 

کـسی با من نمی ماندـ

کسی از من نمی خواندـ

خسته ام هر روز و هر شب

کـسـی ایـن را نمیـدانــدـ


 
 
تو که میری...
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٩
 

تو که میری از اینجا هوا نفس گیر میشه

جوانه های گلدون مثل خودم پیر میشه

تو که میری بارون هم دیگه اشکی نداره

از سقف تنهاییم عطر حسرت می باره

تو که میری شبونه ستاره ها گم میشند

ساحل شور چشمام پر از تلاطم میشند

تو که میری دفترم پر میشه از خاطره

خاطره ای که یادت از همشون سرتره

تو که میری گل یاس پر میشه پشت شیشه

اونا رو باد میاره وقتی که دلتنگ میشه

تو که میری گیتارم هی کوک و ناکوک میشه

حتی به انگشت من هر لحظه مشکوک میشه

تو که میری همه چیز وارونه تفسیر میشه

ثانیه ها بیخودی دچار تغییر میشه

تو که میری از اینجا تمام دنیا میره

 هرشب با من میاد و تا صبح تنها میره


 
 
روزهای بی اهمیت
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦
 

دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست

نه خنده هایت

و نه گریه هایم


 
 
دنیای ما
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦
 

در زندگی بزرگ ترین ضربه ها را از آنجایی میخوریم که دنیایی که در آن هستیم را ایده آل فرض کرده باشیم. نه تنها دنیایمان ایده آل نیست، بلکه واقعی هم نیست!

موجودات دوپایی که شبیه آدمند

دلخوشی های مصنوعی که شبیه خوشبختی اند

و هوس های گذرا که شبیه عشق اند


 
 
کشتی هایمان
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦
 

کاش یک بار هم به جای کشتی ها، زشتی هایمان غرق میشد!