نیمکت

موسیقی خیال انگیز زندگی

لنز دوربینی که شرمنده شد
نویسنده : محمدعلی تیموری - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
 

وقتی داشتم از کنار خانه ای رد می شدم منظره ای مرا به شدت تحت تاثیر قرار داد و بغض گلویم را گرفت. خانه ای (که زیاد شباهتی به خانه ها نداشت) روی در ورودی اش عبارت "بنزین نداریم" را نوشته بود. عبارتی که شاید بتوان یا بشود از دیدگاه طنز به آن نگاه کرد برای من بسیار مایه تاسف بود. این عکسی بود که کاش هیچوقت ثبت نمی شد و آنرا نمی دیدم.

ما مردمی هستیم که با وجود سرمایه های بسیار زیاد انسانی و طبیعی باز هم جز کشورهای جهان سوم (شاید هم چهارم) و دارای بیشترین نرخ بیکاری و تورم می باشیم.

و سوال اساسی این است: چرا باید کسانی اینچنین در مملکت پر از نفت و انرژی و این همه سرمایه های طبیعی و انسانی روی به فروختن بنزین بیاورند؟! (بنزینی که شاید سهمیه خودشان است)

واقعا درد آور است از جلو همچین خانه ای رد شدن..

بیشرمانه است اگر که شرمنده نباشیم

و بیشرمانه تر آنان که باید شرمنده باشند و نیستند !